تربیت فرزندان بر اساس نظریه انتخاب

 

پرورش فرزند بر اساس تئوری انتخاب

اصول اولیۀ فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب :
عشق و محبت بسیار است

آنچه به عشق و محبت مربوط می شود را هیچ گاه به رفتار دیگری ربط ندهید و آن را به چیز دیگری منوط نکنید. برای فرزندان خود روشن کنید که در همه حال و صرف نظر از این که چه رفتاری دارند ، آن ها را دوست دارید.

در عین حال برایشان روشن کنید اگر به طور کامل خلاف مقررات عمل و نافرمانی کنند ، عشق ورزیدن به آن ها ودوست داشتنشان کار آسانی نخواهد بود.

بهترین راه ابراز عشق و محبت به فرزندانمان این است که دریچۀ گفتگو با آنان را همیشه باز نگه داریم . به این ترتیب همیشه حق اظهار نظر خواهید داشت و وقتی با اعمالشان مخالف هستید حق دارید مخالفت خود را ابراز کنید. ولی توجه داشته باشید وقتی کار اشتباهی را بارها تکرار می کنند ، مدام و پی در پی مخالفت و اعتراض خود را به رخشان نکشید.

اساس و بنیان رابطۀ مبتنی بر تئوری انتخاب اعتماد است. اعتماد سازی یعنی به فرزندان خود بفهمانیم هیچ چیزی وجود ندارد که اگر آنها بگویند یا انجام بدهند به طردشان منجر شود. طرد نکردن وحمایت نکردن از تصمیم ها ، دو چیز کاملاً متفاوت است . بچه ها به سادگی متوجه این تفاوت و موضع گیری می شوند. وقتی فرزند به پدر ومادرش اعتماد نمی کند ، پدر و مادر در دنیای مطلوب او به عضو غیر فعال تبدیل شده است . شما در دنیای مطلوب او حضور دارید و حتی ممکن است از همراهی شما لذت هم ببرد اما به شما اعتماد نمی کند. تنها راه کسب مجدد این اعتماد از دست رفته وقت صرف کردن و گفتگو با اوست. به حرفهایش گوش دهید و گام به گام برای نزدیک شدن به یکدیگر تلاش نمایید. راه دیگر پذیرش اشتباهات است،به این معنا که؛ وقتی با کودکی که نسبت به شما بی اعتماد است، سروکار دارید،اشتباهات خود را به سرعت بپذیرید. پدر ومادری که خطاهای خود را می پذیرند ، از پدر ومادری که همیشه خود را برحق می دانند و به ندرت به اشتباهات خود اعتراف می کنند قابل اعتمادترند. بچه ها نیاز دارند به والدین خود اعتماد کنند اما اگر نتوانند ،مثل این می ماند که برخاک پوک یا زمین ناپایداری چون باتلاق شنی راه می روند.

والدین معتقد به تئوری انتخاب از سه سالگی به فرزندانشان می آموزند مسئولیت انتخاب هایشان را بر عهده بگیرند. البته مسئولیت پذیری به معنای تنبیه نیست. والدینی که می گویند یا (( روش من یا تنبیه )) با این رویکرد فرزندان می آموزند قواعد و مقررات را به خاطر خود مقررات یا چون آدم ها به گونۀ خاصی رفتار می کنند اعمال نمی کنید .شما هم پدر ومادر هستید وهم شریک و یاور فرزندانتان و در زمینه هایی که توانایی انتخاب دارند ، به آنها آزادی انتخاب بدهید، اما اگر فکر می کنید فرزندتان از عهدۀ موقعیتی بر نمی آید ، اولویت با نظر شماست. همواره آماده گفتگو و تلاش برای یافتن راهی باشید که او بتواند از عهدۀ کار مورد نظر برآید و خودش تصمیم بگیرد. مشکلات کوچک وجزئی فرزندتان را به خود آنها بسپارید وسعی نکنید حتی کارهای کم اهمیت را حتماً به شیوه ای که شما می پسندید انجام دهند. به این ترتیب آنها به تجربه می آموزند چه چیز خوب وعاقلانه وچه چیز ابلهانه است.

تازمانی که شما و فرزندانتان در دایرۀ حل اختلاف هستید ، چه با هم در یک مکان زندگی کنید چه از هم دور باشید ، بهترین شانس برخورداری از خشنودی و احساس رضایتمندی از زندگی را دارید.

شیوۀ رفتار با کودکانی که با آنها بدرفتاری شده یا بزرگسالانی که در کودکی بدرفتاری دیده اند.

اگر بدرفتاری با کودکی هنوز ادامه دارد ، باید تمام تلاش خود رابکنیم تا به هر قیمتی که شده بدرفتاری را متوقف کنیم واز موقعیت بدرفتاری نجاتش دهیم. بدرفتاری می تواند جسمی باشد مانند کتک زدن یا روان شناختی باشد مثل پرورش کودکان در محیطی مملو از تهدید ، انتقاد و سرزنش یا غفلت و مسامحه نسبت به نیازهای اساسی کودک .گاهی نیز می تواند سوء استفاده یا بد رفتاری جنسی باشد که بیش تر جنبۀ جسمی و گاهی روان شناختی دارد و گاهی نیز هر سه حالت جنسی، جسمی و روان شناختی همراه با هم است.

دکتر مهدی قاسمی

نویسنده: دکتر مهدی قاسمی

روانپزشک و رواندرمانگر

مشاهده سایر مطالب دکتر مهدی قاسمی
نظرات کاربران
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر تحلیلی