اختلال دوقطبی (قسمت اول)

تجربه کاری من و بیشتر همکارانم در مورد اختلالات روانپزشکی ،به خصوص اختلال دوقطبی نشان میدهد که بیمار و سایر افراد خانواده او ،همواره نگرانی ها و سوالاتی در مورد این اختلال دارند که ممکن است آنها را آزار دهد. سوالاتی از قبیل:

آیا این بیماری بهبود می یابد؟
آیا " من" به عنوان والد، مقصر شروع  و یا عود بیماری هستم؟
آیا بیمار توانایی غلبه بر این بیماری را دارد؟( به عبارت دیگر " آیا خودش باید بخواهد تا خوب شود!؟)
من به عنوان یک عضو خانواده چه کمکی در روند بهبودی بیمار میتوانم داشته باشم؟
چه عواملی سبب عود و شعله ور شدن بیماری می شوند؟

لذا بر آن شدیم طی سلسله مطالبی کوتاه، اما کاربردی، به برخی از این سوالات و نگرانی ها پاسخ دهیم.

نکته مهم در مورد تمام اختلالات روانپزشکی این است که شناخت بیشتر از بیماری، اطلاعات بهتر از درمان و راههای کنترل بیماری به فرد
بیمار کمک میکند تا بهتر با بیماری کنار بیاید، پذیرش درمانی بهتری داشته باشد، و از تشدید علائم جلوگیری کند و کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشد.

افراد مبتلا مثل بسیاری از بیماریهای دیگر ، به حمایت و درک و همراهی خانواده و اطرافیان نیاز دارند.

در مورد اختلال دوقطبی باید
‌ بدانیم که یک اختلال روانپزشکی با ماهیت عود کننده و متشکل از دوره های افسردگی_شیدایی می باشد. این بیماری در نتیجه همراهی استعداد ژنتیکی و عامل استرس زای محیطی ایجاد می شود.درمان این بیماری طولانی مدت است اما در صورت کنترل بیماری، فرد می تواند از یک زندگی خانوادگی_شغلی_اجتماعی مناسب برخوردار باشد.

برخی باورهای غلط در مورد این بیماری عبارت است از:
 بیماری یک حالت ذهنی منفی است که با تفکر مثبت اصلاح می شود.
 پدر و مادر با تربیت نادرست سبب ایجاد بیماری می شوند.
داروهایی به کار رفته در درمان، سبب وابستگی می شوند.
افراد مبتلا، دچار ضعف شخصیت هستند و یا چندشخصیتی بوده و روابط پایداری با دیگران ندارند.
افراد مبتلا نمی توانند ازدواج کنند.

نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر