انتخاب مهدکودک

اگر به این نتیجه رسیده‌اید که فرزندتون آمادگی‌ داره بخشی‌ از اوقات خودش رو با کودکان دیگر بگذرونه، لازمه مهدکودکی‌ پیدا کنید که برنامه‌اش برای‌ او مناسب باشه. با سایت  دکتر قاسمی همراه باشید تا بیشتر به این موضوع بپردازیم. برای‌ کودکان کم‌سن مدتی‌ طول می‌‌کشه تا بتونن با موقعیت گروهی‌، تطبیق پیدا کنن و از طرفی‌ این کودکان به تغییرات پی‌‌درپی‌ علاقه‌ای‌ ندارند. خوب است وقت ...

ادامه مطلب

الکل و فرزند

از چه زمانی بهتر است در مورد الکل با فرزند‌تان صحبت کنید؟ از چه زمانی بهتر است در مورد نوشیدنی‌های الکلی با فرزند‌تان صحبت کنید؟ آیا زمان مناسبی برای آشنا کردن فرزندتان با آن وجود دارد و آیا اصولا باید چنین کاری کرد؟ "آیا منطقی است که در خانه با مقدار کمی از الکل، نوجوانان را با این نوشیدنی آشنا کرد؟ چون این راه یکی از امن‌ترین راه‌ها برای تشویق آنها به نوشیدن به‌اندازه و معقول است؟" [چیزی به نام میزان امن الکل برای بچه‌ها وجود ندارد. ] چرا باید ...

ادامه مطلب

عشق شهوانی

عشق برادرانه، عشق میان افراد برابر و عشق مادری ، عشق به کودک ضعیف و ناتوان است. این دو نوع عشق باهم فرق دارن اما یک تشابه مهم هم دارن؛ هیچ‌یک از این دو نوع عشق به یک نفر محدود نمی‌شوند. اگر به برادرم عشق بورزم به همه‌ی برادرانم عشق می‌ورزم، اگر به فرزند عشق بورزم، فراتر از آن، به همه‌ی کودکان و همه‌ی اونهایی که به کمک من نیاز دارند عشق می‌ورزم. عشق شهوانی برخلاف این نوع عشق‌ها عبارت است از تمایل به پیوستن تمام‌ عیار به یک نفر ...

ادامه مطلب

خودارضايي كودكان

در دوره نوپایی، بچه ها همزمان با رشد عمومی و آشنایی بیشتر با محیط اطراف به کشف نقاط مختلف بدن خود پرداخته و در می یابند که لمس بعضی از نقاط بدن با لذت همراه است. خودارضایی در کودکان چیزی بیش از کنجکاوی در مورد اندامهای جنسی است و ممکن است کودک یکبار در هفته و یا گاهی حتی تا چندین بار در روز به آن بپردازد. کودک با تکرار این رفتارو تحریک اندام تناسلی خود به احساسات لذت بخشی دست خواهد یافت. حرکاتی مانند خوابیدن روی شکم و مالیدن خود به زمین یا عروسک و سایر اشیا بویژه دختر بچه‌ها بسیار ...

ادامه مطلب

صبح ها چای می خورید یا قهوه؟

صبح ها چای می خورید یا قهوه؟ در بیست و یک سالگی عاشق دختری شدم که حاضر بودم جانم را برایش بدهم، اصلا داشتم جانم را می دادم. عشق و عاشقی با من کاری کرده بود که نه خواب داشتم نه خوراک. نه روز داشتم و نه شب. صبح ها هرروز ساعت شش و نیم بیدار می شدم و یک ربع به هفت سر کوچه ایستاده بودم تا وقتی عشقم در پارکینگ خانه شان را باز می کرد او را ببینم. بعد از همان لحظه منتظر ساعت چهار عصر بودم که ماشین عشقم جلوی در پارکینگ شان متوقف می شد و عشقم از ماشینش پیاده می شد . دلخوشی من همین دیدارهای لحظه ...

ادامه مطلب
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر