خودآسیبی عاطفی

چطور خودمان میتوانیم به خودمان آسیب عاطفی وارد کنیم؟ درمقاله‌ای که قبلا در مورد خودآسیبی به مقدار کافی مطالب گردآوری شده‌است. در مطلب پیش رو میخواهیم به مسئله خود آسیبی روانی بپردازیم. با سایت دکتر قاسمی همراه باشید. اکثر افراد تصور میکنند خود آسیبی تنها به معنای فیزیکی است، که در واقع یک راه ناسالم جهت تخلیه هیجانات مربوط به خشم، غم و نادیده گرفته شدن است. در حالیکه نوع دیگر خود آسیبی، فرم روانی یا عاطفی آن است که میتواند به همان اندازه نوع فیزیکی خطرناک باشد. ...

ادامه مطلب

کمال گرایی چیست؟

به چه فردی کمال‌گرا می‌گویند؟ اغلب مواقع کمال گرایی یک خصوصیت مثبت تلقی میشود که شانس موفقیت در زمینه های مختلف را افزایش میدهد.اما این شاید دقیقا چیزی نباشد که رخ میدهد. با سایت دکتر قاسمی همراه باشید تا بیشتر راجع به کمال‌گرایی صحبت کنیم. کمال‌گرایی به معنای نیاز برای کامل بودن و یا اعتقاد به اینکه امکان رسیدن و دستیابی به کمال وجود دارد، میباشد. همانطور که گفته شد بیشتر یک صفت مثبت تلقی میشود تا یک نقص. در حالیکه در موارد بسیاری کمال گرا بودن منجر ...

ادامه مطلب

انقلاب درون

انقلاب سیر تغییری مؤثر و جدی است.گاهی اوقات ما نیازمند انقلابی درون در وجود خودمان هستیم. و در این راه به یک کمک یک رواندرمانگر نیاز داریم. ما در سایت دکتر مهدی قاسمی قصد کمک کردن را همیشه داشته‌ایم. گاهی احساس می‌کنید شما خود دشمن خویشتنید و پیروزی بر خود هدف اصلی شما است. انقلاب درونی؛ طغیانی بر علیه افکاری است که سالها بر درستی آنها مطمئن بودیم. تهاجمی جسورانه برای تغییر عادات، الگوهای فکری، عملکردها و ایجاد یک شیوه تازه در زندگی. آن عقب‌گرد است. آن برگشت به کناری ...

ادامه مطلب

عشق شهوانی

عشق برادرانه، عشق میان افراد برابر و عشق مادری ، عشق به کودک ضعیف و ناتوان است. این دو نوع عشق باهم فرق دارن اما یک تشابه مهم هم دارن؛ هیچ‌یک از این دو نوع عشق به یک نفر محدود نمی‌شوند. اگر به برادرم عشق بورزم به همه‌ی برادرانم عشق می‌ورزم، اگر به فرزند عشق بورزم، فراتر از آن، به همه‌ی کودکان و همه‌ی اونهایی که به کمک من نیاز دارند عشق می‌ورزم. عشق شهوانی برخلاف این نوع عشق‌ها عبارت است از تمایل به پیوستن تمام‌ عیار به یک نفر ...

ادامه مطلب

صبح ها چای می خورید یا قهوه؟

صبح ها چای می خورید یا قهوه؟ در بیست و یک سالگی عاشق دختری شدم که حاضر بودم جانم را برایش بدهم، اصلا داشتم جانم را می دادم. عشق و عاشقی با من کاری کرده بود که نه خواب داشتم نه خوراک. نه روز داشتم و نه شب. صبح ها هرروز ساعت شش و نیم بیدار می شدم و یک ربع به هفت سر کوچه ایستاده بودم تا وقتی عشقم در پارکینگ خانه شان را باز می کرد او را ببینم. بعد از همان لحظه منتظر ساعت چهار عصر بودم که ماشین عشقم جلوی در پارکینگ شان متوقف می شد و عشقم از ماشینش پیاده می شد . دلخوشی من همین دیدارهای لحظه ...

ادامه مطلب
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر