دنیای مطلوب از دیدگاه تئوری انتخاب (قسمت دوم)

ما چیزی را واقعیت می‌دانیم که اکثر مردم یا افراد بانفوذ می‌گویند و در نهایت چه دیگران با ما موافق باشند چه مخالف، ما واقعیت را به گونه‌ای تعریف می کنیم که بیشتر مناسب حالمان باشد. یعنی اگر در دنیای مطلوب من و شما درباره موضوع مورد بحث، تصاویر متفاوتی وجود داشته باشد. ممکن است درباره آنچه در جهان واقع رخ می‌دهد نتوانم هرگز با شما موافقت کنم.
در عمل باید چیزی به نام دنیای واقعی وجود داشته باشد که ما بخش عمده‌ای از آن را یکسان ویک جور می‌بینیم. در غیر این صورت درست مثل این می‌ماند که هر یک از ما در برج عاج زندگی کنیم و آنگاه چنان آشوب و هرج و مرجی برپا می‌شود که هرگز نمی‌توانیم با یکدیگر کنار بیاییم و کاری را به انجام برسانیم.
همچنان که برای ارضای نیازهای خود تلاش می‌کنیم، به طور مداوم جهان مطلوب خود را خلق و بازآفرینی می‌کنیم. اگر به دنبال قدرت زیاد باشم، سیاست را در دنیای مطلوب خود قرار میدهم. اگر همه آنچه می‌خواهم حفظ بقا و زنده ماندن باشد اسکروج را الگوی رفتار خود قرار می‌دهم. اگر آزادی بر تصاویر دنیای مطلوبم حاکم باشد، می‌توانم یک قایق کوچک بخرم و با خشنودی تمام به تنهایی در دریا سفر کنم. اگر رابطه جنسی بیشتری می‌خواهم ممکن است همسر اكنونی‌ام را رها کنم و به دنبال همسر دیگری بگردم تا تصور دنیای کیفی‌ام که از همسر مطلوب دارم با همسری که دارم بیشتر مطابقت کند.
🔳 احساس خوب امری پیچیده است زیرا همواره دو نوع متفاوت از تصاویر لذت بخش دارد.
▫️ یک لذت که آن را شادمانی یا خشنودی می‌نامیم و به این معناست که اگر شما ناشاد یا ناخشنود باشید تلاش می کنید تا یکی از تصاویری که دربردارنده نزدیکی و صمیمت شما با کسی دیگر است را ارضا نمایید. افراد خشنود حداقل عده‌ای از افرادی را که دوستشان دارند، اعضای خانواده یا دست کم یک دوست، در دنیای مطلوب خود دارند.
▫️ اما بسیاری از افراد، شخصی را که بتوانند به او اعتماد کنند و از بودن با او لذت ببرند پیدا نکرده اند. این افراد ممکن است در گذشته طرد شده یا مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشند و بدین جهت از احساس خشنودی و رضایتمندی از روابط انسانی مأیوس شده باشند. این گونه افراد در بسیاری از موارد متوجه می‌شوند راههای دیگری برای لذت بردن بدون داشتن رابطه با دیگران وجود دارد. آنها برای احساس شادی، تصاویر لذت بدون حضور افراد، مثل تصویر خشونت، مواد مخدر و رابطه جنسی بدون عشق را جایگزین تصاویر لذت باحضور افراد در دنیای مطلوب خود می‌کنند. با انجام این کار بیش از پیش از افراد و خشنودی فاصله می گیرند و مشکلشان وخیم‌تر می شود. اگرچه تنهاتر می‌شوند، کم تر می توانند بپذیرند که خودشان مردم را طرد کرده اند و بیشتر خودشان را متقاعد می‌کنند که دیگران آنها را طرد کرده اند. بسیاری از آنها دولت یا دیگران را که با آنها متفاوتند سرزنش می کنند.
اگر این افراد مرد باشند، اغلب نسبت به زنان ابراز تنفر می‌کنند و از تحقیر آنان لذت می برند. چون به لحاظ جنسی به زنان نیازمندند و دوست دارند خود را آدم های بزرگی جلوه دهند که به هیچ کس نیازی ندارند.

گروه روانپزشکی دکتر مهدی قاسمی

هه ساره فریدونی

نویسنده: هه ساره فریدونی

کارشناس ارشد روانشناسی- شناخت درمانگر- طرح واره درمانی

مشاهده سایر مطالب هه ساره فریدونی
نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر