مادر خوب (قسمت دوم)

چه‌طور ممکن است یک مادر از موقعیت و نقش خود ناراضی باشد؟! تصویری که از مادر در ذهن ما وجود دارد تصویری زیبا و دوست‌داشتنی است؛ آیا ممکن است کسی از بودن در چنین جایگاهی احساس نارضایتی کند؟
خُب، دانسته‌ها و ذهنیت‌های‌ ما همیشه همه‌ی واقعیت نیستند. چیزی که وجود دارد این است که برخی از زن‌ها از این‌که در جایگاه مادری قرار بگیرند احساس رضایت نمی‌کنند.

🔺یک زن برای پذیرفتن نقش مادری، ابتدا باید زن بودن خود را پذیرفته باشد تا بتواند «مادر بودن» را به‌عنوان بخشی از آن ـ و البته بخشی مثبت و غرورآمیز ـ بپذیرد.

🔺 یک زن اگر در دوران کودکی دائم از زبان مادرش شنیده باشد که «اگه این بچه نبود، راحت بودم و بهتر زندگی می‌کردم.» جدا از آن‌که با احساس ترس و اضطراب زندگی می‌کند و اعتماد به نفسش پایین است، مادر شدن خود را نیز یک عامل محدودکننده می‌بیند که او را از دست یافتن به امکانات و موقعیت‌های مختلف محروم می‌کند. درنتیجه دوست ندارد مادر شود و اگر ـ به هر دلیل ـ مادر شود، احساس خوبی نسبت به نقش جدیدی که در آن قرار گرفته و نسبت به کودکش نخواهد داشت و این می‌تواند آغازکننده‌ی مشکلات زیادی برای او و کودکش باشد. و احساس گناه از داشتن چنین احساس و فکری نیز به سنگینی این بار می‌افزاید.
البته اغلب مادران این‌گونه فکر نمی‌کنند و می‌دانند که پذیرش هر نقش جدید گرچه می‌تواند محدودکننده و سخت باشد، اما جنبه‌ها و ارزش‌های دیگری به همراه دارد که در نهایت توانایی های جدیدی به ارمغان می آورد.

🔺برخی از زن‌ها «مادر شدن» را امری مثبت و ارزشمند نمی‌دانند، اما برای برآورده کردن انتظار و خواست شوهر یا خانواده‌شان، به این نقش تَن ‌می‌دهند. و از آن‌جا که بدون میل و رغبت شخصی در این نقش قرار گرفته‌اند، احساس گناه می‌کنند، و مضطرب و نگران می‌شوند. هم‌چنین ممکن است از این‌که مجبورند برخلاف میل باطنی، طبق خواست اجتماع و انتظاری که دیگران از آنان به‌عنوان یک زن دارند، نقشی را قبول کنند که تمایلی به پذیرفتن آن ندارند، احساس خشم کنند.
این‌گونه مادرها پذیرفتن «نقش مادری» را یک امر اجباری می‌دانند که جامعه، فرهنگ و به‌طور کلّی زنانگی‌شان به آنان تحمیل کرده و آن‌ را مرحله‌ی اجتناب‌ناپذیری از چرخه‌ی زندگی‌شان می‌بینند؛ درنتیجه مادرشدن برای‌شان امری اضطراب‌زا و نگران‌کننده خواهد بود که مقاومتی دائمی را در درون‌شان ایجاد می‌کند و آنان را وامی‌دارد از آن اجتناب کنند. طبیعتا چنین مادرانی نمی‌توانند تعریف درستی از «مادر خوب » ارائه کنند. یا حداقل نمی‌توانند آن نقش را خوب اجرا کنند.

گروه روانپزشکی دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

نویسنده: دکتر مهدی قاسمی

روانپزشک و رواندرمانگر

مشاهده سایر مطالب دکتر مهدی قاسمی
نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر