اعتیاد به عشق (قسمت دوم)

اعتیاد به عشق در واقع نوعی دفاع در برابر رنج‌های درونی(روانی) است. فرد مبتلا یک فانتزی دارد که برمبنای آن فانتزی، شخص مورد علاقه‌اش او را از تمام رنج‌ها نجات خواهد داد و به هر نحوی می‌تواند حال او را خوب کند. به همین علت وقت و انرژی زیادی را صرف رابطه با محبوب خود میکند؛ در حالیکه سلامتی خود، خانواده و دوستانش را فراموش میکند. گویا محبوب او تنها کسی است که در تمام دنیا، میتواند موجب کاهش رنج او گردد و همه چیزهایی که آرزویش را داشته، مثل ارزش و امنیت؛ به او بدهد. این تفکر جادویی سبب میشود که فرد به رابطه بچسبد، حتی اگر رابطه دچار نقصان شده باشد.

در یک رابطه سالم، فرد به دنبال یک صمیمیت بالغانه و رشد یافته است در حالیکه یک فرد دچار اعتیاد به عشق به دنبال "یکی شدن" با پارتنر خود است.

درمان: مثل هر اختلال دیگری، قدم اول شناسایی مشکل است. شاید بهتر باشد _ اگر شما کسی هستید که روابط عاشقانه پرشور ولی کوتاهی دارید، یا در هر رابطه همیشه منتظر هستید که پارتنرتان حال شما را خوب کند_ از خودتان بپرسید آیا من یک معتاد به عشق هستم؟

بهترین روش درمان شرکت در جلسات رواندرمانی است. در روش شناختی_رفتاری روش کار به شکل چالش با افکار مخدوش در مورد عشق می باشد.
اما بهترین نوع رواندرمانی، نوع رواندرمانی تحلیلی است. در این نوع رواندرمانی، فرد با دردهای حل نشده کودکی خود روبرو میشود تا بتواند الگوی رفتاری اعتیاد به عشق را شکسته و به سمت تشکیل روابط صمیمانه واقعی پیش برود. در مرحله بعدی، توجه دقیق به نوع شخصیت پارتنرهای قبلی که فرد به سمت آنها جذب شده؛ سبب میشود الگوی تکراری تشکیل روابط شناسایی گردد.
اگر در ضمن بررسی، نشانه هایی از سایر اختلالات مثل اختلال خلقی، اختلال وسواس و یا اختلال تکانشگری یافت شد، درمان دارویی نیز صورت می گیرد.

♻️باید توجه داشت که مراحل درمانی، مثل سایر اعتیادهای دیگر، میتواند چالش برانگیز باشد.

گروه روانپزشکی دکتر مهدی قاسمی

نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر