پشتکار (قسمت چهارم)

عوامل شکست در پشتکار:

▪️ چسبیدن به سرمایه‌های ‌از‌دست ‌رفته: سرمایه های از دست رفته یعنی منابعی (مالی، هیجانی و شغلی) که در راه به ثمر رسیدن یک کار از دست داده اید. مثل ادامه دادن رابطه‌ای که فکر میکنید از دست شما رفته است. ممکن است آن رابطه را با هر ضرب و زوری شده، ادامه دهید؛ چون اگر رابطه را رها کنید باید برای سرمایه‌های از دسته رفته مثل «اگر این رابطه به دردم نمیخورد پس چرا زودتر آن را خاتمه ندادم؟» توجیهی پیدا نمیکنید. برای فرار از این نوع خود بازجویی‌ها به سرمایه‌گذاری های بی‌اثرتان ادامه میدهید (یعنی به رابطه خود با آن فرد).
«آدم واقعا بدبختی هستم که ده سال از عمرم را برای یک کار خسته کننده هدر دادم.» اگر بخواهید کار جدیدی شروع کنید بایستی خطر روبه رو شدن با آینده‌ نامطمئن را بپذیرید.
به جای اینکه به سرمایه‌های از دست رفته بعدی پایبند باشید، میتوانید اقدامات زیر را انجام دهید:
(الف): از خودتان بپرسید برای اینکه از سال های هدر رفته عمرتان به عنوان راهنمای رفتار بعدی استفاده کنید، چه تجاربی می‌توانید یاد بگیرید؛
(ب): نتیجه‌گیری خود از سال‌هایی که به هدر دادید را دوباره ارزیابی کنید.
(ج): در نظر داشته باشید که مقداری خطرپذیری برای ایجاد یک زندگی‌ مهیج و جالب‌تر بهتر از یک زندگی یکنواخت و بی‌هیجان است.
(د): به جای اینکه چنین تجاربی را حاصل بی‌لیاقتی و شکست شخصی بدانید، دلیل رفتار خود در طی آن سال‌ها را درک کنید.

▪️ از ما گذشته: این باور احتمالا ترکیبی از سه باور دیگر است:
(الف) کم‌طاقتی: مثلا «انجام این کارها در این سن و سال برای من خیلی سخت است».
(ب): تغییرگرایی: مثلا «اگر قرار است به خاطر سیگار کشیدن یا خوردن سرخ کردنی ها سکته قلبی کنم، بگذار اینطور شود. دیگر خیلی دیر شده که دست از این رفتارها بردارم».
(ج): باور‌ راسخ: یعنی اینکه در یک سن خاص شخصیت شما به شکل کامل شکل گرفته و هیچ چیز شما را از آن خارج نمی کند؛ پس باید ایده‌های خود را به صورت فرضیه در نظر بگیرید، نه به عنوان یک حقیقت تنزل ناپذیر.
ورزش کردن به طور منظم، شرکت در فعالیت های اجتماعی، همه این کارها باعث میشوند که نشاط و شادابی به سبک زندگی قدیمی شما وارد شود.

▪️ از یک کار به کار دیگر پریدن
سنجش پشتکار را می‌توان رسیدن نسبی و نه رسیدن مطلق و با سه ملاک زیر در نظر گرفت :
1 – فروانی - آیا مشکلاتتان (مثلا خشم) را کمتر از قبل تجربه میکنید؟
2- شدت - آیا مشکلاتتان نسبت به قبل، شدت کمتری پیدا کرده‌است؟
3- مدت - آیا مشکلاتتان نسبت به قبل، دوره کمتری طول می‌کشد؟
اگر جوابتان به سه سؤال بالا مثبت است، به سراغ مشکل بعدی بروید؛ اما فراموش نکنید که نیم‌نگاهی هم به مشکلات قبل داشته باشید، چون اگر این مشکلات قبلی به حال خود رها شوند، دوباره دردساز میشوند.

▪️ اگر تغییر کنم همه چیز حل می شود و این تغییر از بین رفتنی نیست: شاید شما معتقد باشید که بعد از یک دوره تلاش مداوم برای حل موفقیت آمیز مشکل (مثلا غلبه بر اهمال کاری)، لازم نیست که دیگر تلاش کنید و پیشرفت شما بدون هیچ تلاش دیگری تضمین شده است. این نوع طرز تفکر شما را آماده عود مشکل می کند: افکار و باورهای خود‌‌آسیب‌‌رسان شما می‌توانند دوباره فعال شوند و مشکلات دیگری برایتان به وجود بیاورند. برای اینکه نتایج مثبت ناشی از تغییر را در خود حفظ کنید، باید هر روز افکار و رفتارهای جدید را در برنامه زندگی تان اعمال کنید تا اعتقاد شما به آنها راسخ تر شود؛ و همزمان از افکار و رفتارهای مضر و قدیمی پیروی نکنید تا به تدریج ضعیف شوند. وقتی این اعمال حالت عادی به خود گرفتند، برای بازبینی عملکردتان به تلاش‌ کمتری نیاز دارید.

▪️ احساس می کنم هیچ‌ فرقی نکردم: ممکن است گله کنید پس از هفته‌ها تلاش و کوشش مستمر، هنوز احساس می کنید به اهداف خود دست نیافته اید، هرچند که با اکراه اذغان می کنید که افکار و اعمال شما تا حدودی بهتر شده است. خلق افسرده تان ممکن است شما را متقاعد کند که دست از تلاش بردارید. این حرف درست نیست؛ چون تغییر هیجان‌ها، در مقایسه با تغییر رفتارها و افکار، به زمان بیشتری نیاز دارند. بنابراین شکیبا باشید و در تداوم تغییر پشتکار به خرج دهید. احساس‌ بهتری به شما دست خواهد داد؛ و خلق شما نیز بهبود پیدا خواهد کرد.

گروه روانپزشکی دکتر مهدی قاسمی

هه ساره فریدونی

نویسنده: هه ساره فریدونی

کارشناس ارشد روانشناسی- شناخت درمانگر- طرح واره درمانی

مشاهده سایر مطالب هه ساره فریدونی
نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر