تفاهم براساس مذاکره(قسمت دوم)

به لطف مهارت «گوش دادن مسئولانه» والدین می‌‌توانند با سؤال کردن در مورد احساسات فرزند نوجوانشان و همچنین با جدی‌ گرفتن آن‌ها احترام خود را به فرزندانشان نشان دهند. در مطالعه‌ای‌ مربوط به آن‌چه که دختران نوجوان در این باره از مادرشان انتظار دارند، یکی‌ از استادان دانشگاه هاروارد، پروفسور کارول گیلیگان دریافت که دختران نوجوان از مادرانشان انتظار دارند که به عقاید و سخنان آن‌ها گوش فرا دهند و عقاید خود را بیان کنند. در چنین حالتی‌ رابطه بین مادر و فرزند به یک رابطه متقابل بیان و تبادل احساسات تبدیل می‌‌گردد. در چنین حالتی‌ دختر که وضعیت بیان عقاید خود را یافته است ترجیح می‌‌دهد که بیشتر و بیشتر به عقاید و پیشنهادات مادرش گوش دهد.

اگرچه برخی‌ دختران بر این باورند که مادرانی‌ مستبد دارند برخی‌ دیگر معتقدند که خود نیز چندان منعطف نبوده‌اند: «ما نمی‌‌خواهیم این حقیقت را بپذیریم که حق با طرف مقابل است. من می‌‌روم. ممکن است حق با او باشد و ممکن است بدانم که حق با اوست. اما هیچ‌وقت مقر نمی‌‌آیم.»

در حقیقت مهارت «گوش دادن مسئولانه» سعی‌ در فائق آمدن بر همین آمادگی‌ فرزندان برای‌ مقابله با سلطه والدین را دارد.

نوجوانان در خصوص توافقاتی‌ که خود در شکل‌گیری‌ آن سهیم بوده‌اند بیشتر احساس تعهد می‌‌کنند. آن‌ها به بیان عقاید خود می‌‌پردازند و والدینشان نیز نظرات خود را بیان می‌‌کنند. در این بین هر دو طرف سعی‌ می‌‌کنند به یک توافق کلی‌ دست یابند اما آن‌چه که در گفتار آسان به نظر می‌‌رسد در عمل چندان هم آسان نخواهد بود.
چنانچه فرزندان دریابند که والدینشان چندان علاقه‌ای‌ برای‌ رسیدن به یک توافق ندارند خیلی‌ زود متوجه می‌‌شوند که این «مذاکرات» یک حیله است. ترفندی‌ جدید از جانب والدین برای‌ تحمیل عقایدشان به آن‌ها.

«اگر تکالیف روز دوشنبه‌ات را انجام ندهی‌ نمی‌‌گذارم یکشنبه بعدازظهر به سینما بروی‌.»
این دیگر یک قرارداد نیست. هیچ مذاکره‌ای‌ هم صورت نگرفته است.

«به عقیده تو اگر بخواهی‌ به سینما بروی‌ کارهای‌ مدرسه‌ات را کی‌ باید تمام کنی‌؟»
«تکالیفم را وقتی‌ خانه آمدم انجام می‌‌دهم.»
«وقتی‌ به خانه برسی‌ که وقت شام است.»
«خب، سعی‌ می‌‌کنم تکالیفم را پیش از رفتن به سینما تمام کنم حالا می‌‌توانم بروم؟»

چرا برای‌ رسیدن به یک چنین راه‌حل ساده و واضحی‌ باید این‌قدر به خود زحمت بدهیم؟ خب برای‌ این‌که این تنها راه کنار آمدن با نوجوانان است. اگر والدین خواسته‌های‌ خود را به فرزندشان تحمیل کنند آن‌ها احساس ناخوشایندی‌ خواهند داشت و هیچ انگیزه‌ای‌ برای‌ انجام دادن آن نخواهند داشت.
اما حتی‌ اگر والدین هم با اعتقاد به کارآیی‌ این روش به مذاکره روی‌ آورند، با غلیان احساسات همه رشته‌ها پنبه میشود.
وقتی‌ پای‌ احساسات به میان می‌‌آید مشکل بتوان یک مذاکره سازنده را پیش برد. وقتی‌ یک مذاکره به مشاجره تبدیل می‌‌شود، والدین باید از خیر متقاعد ساختن فرزندشان بگذرند و فقط گوش کنند. چنانچه باز هم ادامه گفت‌وگو غیرممکن بود، صحبت را قطع و به وقت دیگری‌ موکول کنید.

دکتر مهدی قاسمی

نویسنده: دکتر مهدی قاسمی

روانپزشک و رواندرمانگر

مشاهده سایر مطالب دکتر مهدی قاسمی
نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر