اختلال شخصیت وسواسی (قسمت دوم)

ویژگی اصلی این اختلال؛ اشتغال ذهنی با موضوعاتی مثل نظم و ترتیب، کمال گرایی، کنترل مسائل و داشتن چارچوب غیرقابل تغییر است.

این اشتغال ذهنی به حدی زیاد است که فرد معمولا از اصل موضوع غافل می شود.

کمال گرایی بیش از حد؛ سبب می شود بسیاری از کارها نیمه تمام بمانند.

این افراد تعهد بیش از اندازه به محیط کار و ساعات کاری خود دارند و وقت کمی را به تفریح یا ارتباطات دوستانه اختصاص می دهند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی وجدان بسیار سخت گیر و غیرقابل انعطافی دارند.

این افراد قادر به دور ریختن اشیا غیر مفید نمی باشند و معتقدند هر شئ ای ممکن است روزی به کار بیاید.

در کارهایی که به همکاری سایر افراد نیاز هست؛ تنها در صورتی قادر به همکاری هستند که آن فرد( افراد) دیگر کاملا مطابق نظر ایشان عمل کند.

بیشتر اوقات این افراد آدمهایی خسیس هستند.

غیر قابل انعطاف هستند؛ به این معنی که بر رای و نظر خود پافشاری می کنند.

در موارد مسائل و مشکلاتی که دارای قاعده خاص و تععین شده ای نباشد؛دچار مشکل در تصمیم گیری می شوند.

این افراد وقتی حس کنند که کنترلی بر شرایط ندارند، دچار ناکامی و خشم می شوند.

 با توجه به خصوصیات ذکر شده بالا، می توان گفت: این افراد مهارتهای بین فردی چندانی ندارند.دوست دارند دیگران را تحت سلطه خود بگیرند.از اشتباه کردن می ترسند ،بنابراین وقتی می خواهند تصمیمی بگیرند زیاد به جزئیات فکر می کنند و نهایتا ممکن است نتوانند به تصمیم قاطعی برسند.
هر چیزی که روال ثابت زندگی این افراد را به هم بزند سبب اضطراب فراوان آنان خواهد شد.

این افراد اکثر اوقات وضع زناشویی پایداری دارند و در کار خود شایستگی نشان میدهند ؛ اما دوستان زیادی ندارند.

علل بروز اختلال شخصیت وسواسی عوامل ژنتیکی و محیطی می باشند.

محیطی که فرد در آن پرورش یافته و شیوه فرزند پروری اهمیت زیادی دارد. اگر آموزش آداب اولیه مثل آموزش توالت رفتن و انجام تکالیف با سخت گیری و ایرادگیری بیش از حد باشد ممکن است سبب شکل گیری چارچوب سخت و انعطاف ناپذیر در کودک گردد.

درمان: درمان غیر دارویی است.

رواندرمانی از نوع شناختی_رفتاری یا گروه درمانی کمک کننده است.

در رواندرمانی شناختی_ رفتاری شناخت فرد از خودش، محیط و اطرافیانش مورد بازنگری قرار گرفته و سپس مورد بازسازی قرار می گیرد.همزمان مداخلات رفتاری گام به گام صورت می گیرد. مثلا چارچوب هایی تعیین می شود که انعطاف بیشتری داشته باشد.

در گروه درمانی، علاوه بر موارد ذکر شده در درمان شناختی- رفتاری ؛ بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نقش درمانی ایفا میکند.

توجه شود که این افراد در صورت مواجهه با اتفاق غیر منتظره بسیار آسیب پذیر می باشند. اختلالات افسردگی ،نیز در این افراد شایع است.

نکته مهم اینکه تشخیص اختلال به عهده روانپزشک می باشد و صِرف داشتن برخی از خصوصیات ذکر شده در یک فرد تائید کننده " اختلال" نمی باشد.

نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر