زیگموند فروید

‍ نویسنده آلمانی «جرج سیلوستر ویرک» در۱۹۲۷ با فروید مصاحبه ای انجام داد، که قسمت مهم این مصاحبه را در ذیل می خوانید. فروید در این مصاحبه هفتاد سال سن داشت.
.............................................................
زیگموند_فروید:
«من در برابر نظم جهانی طغیان نمی‌کنم. در هر حال، بیش از هفتاد سال زندگی کرده‌ام. به قدر کافی برای خوردن داشته‌ام. از چیزهای زیادی، رفاقت همسرم، فرزندانم، غروب‌ها لذت برده‌ام. رشد گیاهان را در بهار تماشا کرده‌ام. این جا و آن جا در زمان‌های مختلف فشار دستی دوستانه متعلق به من بوده. یک بار یا دو بار انسانی را ملاقات کرده‌ام که تقریباً مرا درک کرده است. چه چیز بیشتری می‌توانم بخواهم؟»

زیگموند فروید: شهرت تنها پس از مرگ به سراغ ما می‌آید، و رک بگویم، آن چه پس از مرگ می‌آید به من مربوط نیست. هیچ آرزویی برای درخشش پس از مرگ ندارم. فروتنی من یک ارزش اخلاقی نیست
جرج سیلوستر ویرک: «این که نام شما زنده خواهد ماند برایتان معنایی ندارد؟»
زیگموند فروید: «از هیچ نظری خیر، حتی اگر زنده بماند، که به هیچ عنوان قطعی نیست. خیلی بیشتر به سرنوشت فرزندانم علاقه‌مندم و امیدوارم که زندگی آنها خیلی سخت نباشد. من نمی‌توانم زندگی آنها را چندان ساده‌تر کنم. جنگ عملاً ثروت نسبی من را از بین برد، پس اندازهای یک عمر را. با این حال، خوشبختانه، سن بار بیش از حد سنگینی نیست. می‌توانم ادامه بدهم و پیش بروم! کارم هنوز به من لذت می‌دهد.»
ما در راه کوچکی در باغ شیبدار خانه بالا و پایین می‌رفتیم. فروید به ملایمت بوته‌ی شکوفه داده‌ای را با دست‌های حساسش نوازش می‌کرد.
زیگموند فرویدگفت: «من بسیار بیشتر، به این شکوفه علاقه‌مندم تا هر چیزی که ممکن است پس از مرگم برایم اتفاق بیفتد
جرج سیلوستر ویرک: «بنابراین، شما در نهایت عمیقاً یک بدبین هستید.»
زیگموند فروید: «نیستم. به هیچ اندیشه‌ی فیلسوفانه‌ای اجازه نمی‌دهم لذت من از چیزهای ساده‌ی زندگی را تبدیل به چیزی مسخره بکند.»
جرج سیلوستر ویرک: «آیا شما به باقی ماندن هویت پس از مرگ به هر شکلی اعتقاد دارید؟»
زیگموند فروید: «هیچ فکری به این مسأله نمی‌کنم. همه‌ی چیزهایی که زندگی می‌کنند محو می‌شوند. چرا من باید باقی بمانم؟»
جرج سیلوستر ویرک: «دوست دارید به شکلی برگردید، و دوباره از خاک شکل بگیرید؟ به کلامی دیگر، هیچ آرزوی جاودانگی ندارید؟»
زیگموند فروید: «رک بگویم، خیر. اگر فرد انگیزه‌های خودخواهانه‌ای را که در پس همه‌ی رفتارهای انسان وجود دارند بشناسد، کمترین آرزویی به بازگشت ندارد. زندگی، با حرکتی دایره وار، همچنان همان خواهد ماند که بوده است.به علاوه، حتی اگر تکرار ابدی چیزها، با کلمات نیچه، قرار بود ما را دو مرتبه با پیکربندی جسمی به وجود بیاورد، این بی خاطره چه فایده‌ای می‌داشت؟ هیچ ارتباطی بین گذشته و آینده نمی‌بود.بنابراین تا آن جایی که به من مربوط می‌شود، کاملاً راضیم که بدانم آزار ابدی زندگی بالاخره تمام شده است. زندگی ما ضرورتاً مجموعه‌ای از مصالحه‌هاست، تقلایی پایان ناپذیر میان اگو و محیط آن. آرزوی طولانی کردن زندگی به مدتی نامعلوم، به نظرم پوچ می‌رسد.»

قسمتی از گفتگوئی با زیگموند فروید، تنها مصاحبه مفصل به جا مانده از فروید که توسط «جرج سیلوستر ویرک» نویسنده آلمانی در سال ۱۹۲۷ انجام گرفت، زمانی که فروید ۷۰ سال داشت.

دکتر مهدی قاسمی

نویسنده: دکتر مهدی قاسمی

روانپزشک و رواندرمانگر

مشاهده سایر مطالب دکتر مهدی قاسمی
نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی روانپزشک و رواندرمانگر